دسته: دست نویس

  • ایران: طلوع دوباره‌ی امید،سال نو

    ای سرزمین افسانه‌ها، ای آغوش تاریخ! ببین که آسمان، نقشِ تازه‌ای می‌زند، زمین، نفس‌های بهاری می‌کشد، و با سپیده‌دمی دیگر، پژواکِ امید در دل‌هایمان می‌پیچد. با هر تیک‌تاکِ ساعت، سالی بدرقه می‌شود و سالی دیگر در آغوشمان می‌گیرد، اما روح ایران، چون نوری ابدی، هرگز غروب ندارد.

    هزاران سال است که این خاکِ سترگ، استوار ایستاده؛ شاهدی بر گذارِ تمدن‌ها، و بر سینه‌ی او، حک شده قصه‌های پایداری، مردانگی، و هنر. در هر وجب از خاکش، میراثی گران‌بها، و حکایت‌هایی از دلیرمردانی نهفته است که جانشان را برای سربلندی این وطن نثار کردند.

    و امروز، ما بر آستانه‌ی سالی نو ایستاده‌ایم، و امید چون رودی خروشان، سینه‌هایمان را پر کرده است. چشم به راهِ روزهایی هستیم که گل‌ها شکوفا شوند، چهره‌ها از شادی بدرخشند، و بذرِ نیک‌بختی و شکوفایی کاشته شود. چرا که در نهادِ ملتِ ایران، نیرویی شکست‌ناپذیر، و اراده‌ای که با هر طلوعِ خورشید، تازه می‌شود، نهفته است.

    دگرگونیِ سالِ نو، تنها تقویمی نیست که عوض می‌شود؛ بلکه دعوتی است برای الهام گرفتنِ نیرو از گذشته‌ی پرافتخارمان، و بنا نهادن بر پایه‌های استوارِ عشق، وحدت، و همبستگی. بیایید این سال را با عزمی پولادین استقبال کنیم، تا آینده‌ای بسازیم شایسته‌ی شکوهِ ایران؛ آینده‌ای که لبخندِ رضایت بر لبانِ فرزندانش بنشیند، و صلح و رفاه در سراسرِ میهن جاری گردد.

    پس بیایید این سالِ نو را، سالِ دستاوردها، سالِ گذشت، و سالِ امیدی کنیم که هرگز خاموش نمی‌شود. و باشد که نورِ “نوروز”، نمادی باشد برای تازگیِ روح، و آغازی برای تمامِ زیبایی‌ها و سربلندی‌ها.

    ایران! ای نبضِ ملت، ای شعله‌ی امید! سال نو مبارک، سال نو مبارک! با تو، همیشه سربلند و درخشان‌تر خواهیم بود.